با یک بند موسیقی «ایندی راک» آشنا شدم به اسم «رادیو تهران» که چند کار خود را در فضای مجازی منتشر کردهاند.

علی عظیمی، پدرام افشین، حسام گرشاسبی و پیام هاشمی این بند را راه انداخته و آخرین آلبوم آنها آلبوم «88» است که قرار بوده همین روزها منتشر شود.
برای شنیدن سه قطعه «بهار»، «اشتباه» و «تعطیلات» آنها به اینجا بروید و اگر آشنایی با این سبک از موسیقی برایتان جالب است به تعریفی که ویکیپدیا از «ایندی راک» میدهد توجه کنید:
ایندی راک به گونهای از موسیقی راک گفته میشود که در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی در آمریکا و پادشاهی متحد پدیدآمد. این واژه اغلب برای توصیف شیوهٔ تولید و پخش آثار گروههای موسیقی زیرزمینی مستقل بهکار میرود و همچنین سبک موسیقی هنرمندانی که آثارشان به این شیوه تولید و منتشر میشوند.
هنرمندان ایندی راک بهخاطر مواردی چون استقلال مطلق در تصمیمگیری در تمام مراحل ساخت و ضبط آثارشان، انتشار آلبومهایشان تحت برچسب پخشکنندگان مستقل، اتکایشان به برگزاری تورهای موسیقی پس از انتشار اثر، پخش شدن آثارشان از ایستگاههای رادیویی مستقل یا کالجها و-در سالهای اخیر- معرفیشان به مخاطبان از طریق اینترنت شناخته شده هستند.
شادی صدر در یک پیام ویدیویی، جایزه بینالمللی «شجاعت زنان» وزارت امور خارجه آمریکا را به شیوا نظرآهاری از فعالان زنان که بازداشت شده بخشید.
این جایزه را خانم کلینتون در مراسمی که امروز 10 مارس در واشنگتن برگزار میشود به عنوان یکی از 10 زن برتر سال به شادی صدر تقدیم میکند اما خانم صدر با ارسال پیام ویدیویی خود از حضور در این مراسم انصراف داده است تا جای خالی شیوا احساس شود.
او در وبسایت خود توضیح داده است که وزارت امور خارجه آمریکا نپذیرفته تا پیام ویدیویی او در این مراسم پخش شود و جای خالی او را همه جهانیان ببینند. او نوشته است در شرایطی که اعلام کرده در این مراسم حاضر نخواهد شد برگزارکنندگان حتی حاضر نشدهاند تا پیام او را بخوانند.
خانم صدر ضمن توضیح مفصل این ماجرا و ترجمه پیام ویدیویی خود نوشته است:
شب خوش خانم کلینتون! فردا فقط 9 برنده خواهید داشت و فعالان حقوق بشر ایرانی حق خواهند داشت بپرسند: شما که حتی به یادی از شیوا نظرآهاری فرصت ابراز نمیدهید، مبادا خدشهای باشد روی بوم رنگ و روغنی که برپا کردهاید، چگونه میتوانید انتظار داشته باشید باور کنیم که نقض حقوق بشر در ایران، مسالهای واقعا جدی برای شماست؟ حداقل در این یک مورد که آب به آسیاب کیهان و آنهایی ریختهاید که با نوکر آمریکا خواندن فعالان جامعه مدنی، سعی در خاموش کردنشان دارند.
دیروز روز جهانی زن بود و در حالی که مثل هر سال کشورهایی که از فضای باز سیاسی برخوردارند به گرامی داشتن این روز مشغول بودند ایران هم حال و هوای خاص خودش را داشت، حال و هوایی که 8 مارس در سالهای قبل هم به خود دیده است.
تارا یکی از کاربران گودر نوشته است:
ديروز وقتی توی پارک دانشجو منتظر شروع تئاتر گاليله بوديم و دور هم ايستاده بوديم تا در ترافيکماندگان به ما برسند، يک آدم ... آدم نه، يک لباس شخصی آمد و گفت اينجا نايستيد، اعتراض كرديم كه چرا خب منتظريم، گفت:اينجا يا نايستيد يا اين جوری گرد نايستيد، فكر كرديم شوخی میكند، خنديديم، عصبانی شد گفت: امروز يه روز خاصه بهتون ميگم گرد نايستيد!
از تعجب مبهوت به رديف كنار باغچه نشستيم ... راست میگفت يک روز خاص بود، 8 مارس بود، روز زن بود، و تنها تفاوتش در ايران با روزهای ديگه اين بود كه نبايد گرد میايستاديم!
عکسی از نوید خانجانی فعال حقوق بشر و حقوق اقلیتها که خود به خاطر اعتقادات مذهبیاش (دین بهایی) از تحصیل در دانشگاه محروم شده پس از بازداشت وی توسط کمیته گزارشگران حقوق بشر بر روی شبکههای مجازی قرار داده شد.

در توضیح این عکس نوشته شده است:
این تصویر هنگام انتقال نوید خانجانی از دادسرای نیکبخت به اتومبیلی که قصد انتقال وی به زندان اوین را داشت گرفته شده است.
نگاهی که در این عکس با آن روبهرو شدم تاثیرگذار بود و پر از امید ...
درباره نوید خانجانی میتوانید در ویکیپدیا بیشتر بخوانید ...
فاطمه شمس همسر محمدرضا جلاییپور (سخنگوی پویش حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات) که خود بیش از هشت ماه است از همسرش دور مانده شعری برای جمیله و بنفشه دارالشفایی دو خواهری که این روزها در بند هستند سروده است.
فاطمه شمس که امروز نامه سراسر احساس او به همسرش در دوران بازداشت وی در تاریخ نامههای سیاسی ایران ماندگار شده است در وبسایت خود با بهمن دارالشفایی برادر این دو خواهر که دور از ایران «درد حبس تک تک اعضای خانوادهاش را کشیده است» همدردی کرده است.
خانم شمس، خود به زیبایی از درک «حس داشتن عزیزی در حبس» نوشته است که میتوانید در گاهگویههای او در «نیمدایره» بخوانید.
اما شعری که برای جمیله و بنفشه سروده شد:
از گلویش سوتکی میسازد و آرام
مینوازد در گذرگاهی چنان تاریک و افسرده
چشمبندی دارد آن دُختِ بنفشآبی که چشمانش
نُتی میسازد از هر تازیانه ... قطعهای از رنج
که هر بندش هزاران پردهی امید
که هر حرفش پر از اندوه آزادیست.گهی از آستین شب، بنفشه
به دستِ بستهاش با بند
بر میدارد آن چنگِ خیالی را
نوا را از ستاره، نغمه را از ماه میگیرد
و میسوزد،
و میسازد
و میرقصاند آن دلمرده مردان و زنان خفته در هر بند را هر شب.به دل میخواند آهسته:
"جمیله"! من دلم تنگ است
تو را در بند دیدن معنیِ ننگ است
تو را با خشکبالی، خشکسالی آشنایی نیست.
دریغ و درد.. از این بند!من اما قصر لرزان اوین با پادشاهش را دوست میدارم
من اما جای نام او میان قطعهای از اشک و خونِ خلق
درختی سبز میکارم.هوا وقتی نباشد مرگ آسان است
ببین قندیلهایش را که از آتش-صبوریهایِ خشمِ خلق
میذوبند و میمیرند.ببین خواهر!
بهار از راه میآید
بهار از راه میآید
و گلهای بنفشه سر به زانویِ بهارِ سبز
سرودِ فتح میخوانند.
بعضیها را بازداشت میکنند، بعضیها را آزاد میکنند، بعضیها را محکوم به حبس میکنند و بعضیها را محکوم به اعدام و آنها که هنوز هیچکدام این بعضیها نیستند برای آنها که بیشتر میشناسند بیشتر شادی میکنند و بیشتر غمگین میشوند.
به محمد نوریزاد نویسندهای که فیلمساز شد و فرزندانش که روزهای دوری از پدر را تجربه میکنند فکر میکنم. پدری که انسان است و انسان بزرگی است.
نوشتهای در وبلاگ فائزه نوریزاد دخترش خواندم که هفتم اسفند پست شده بود و درادامه پستهای این روزهایش از دلتنگیهایش برای پدر میگوید.
نوشته است:
اشک هایم، دردهایم، زمزمه هایم، دعاها و نذرهایم را گذاشته ام توی حاشیه. توی زاویه ی اتاق و روزمرگی. و ظاهرِ شاد و بی حواسِ همیشه ام را تا توانسته ام پخش کرده ام توی روزها. تا توانسته ام تو را خوب و سالم و پرانرژی فرض کرده ام و بازجویانت را خشمگین و عاصی. تا توانسته ام پریده ام توی گم کردگی ها و نازکی های مامان. توی سکوت سخت و اجتناب ناپذیر خانه. همین طور امیدوار و عادی، عددها را تماشا کرده ام و گذاشته ام برای خودشان بدوند و وحشی گری کنند. تا توانسته ام فرار کرده ام و آن حاشیه ی تلخ را رانده ام از دقایقم... با این همه، هیچ کم نشد از دشواریِ این ابتلای شصت و چند روزه. هیچ کم نشد از سوال های بی جواب و خواست های حداقلی مان، از بی خبری ها و دل-نگرانی هایمان...
قرآن را بازنکرده، اشک هایم سرریز می شوند. فکرِ اینکه این بار قرار است با کدام آیه به صبر دعوت شوم. این بار باید از کدام سرگذشت عبرت بگیرم و بشارت شوم به آسانی بعد از سختی. فکرِ تو، بی قرارم می کند بابا.چه دلم، سخت، تنگِ عدالت است...
برخی از نزدیکان جعفر پناهی خبر دادهاند نزدیک به بیست نفر از ماموران امنیتی، شب دوشنبه دهم اسفند به منزل این کارگردان سینما رفته و اقدام به فیلمبرداری از منزل او کردهاند.
وبسایت «ندای سبز آزادی» هم علاوه بر تایید و انتشار این خبر از دلیل حضور ماموران امنیتی در منزل آقای پناهی در نیمههای شب ابراز بیاطلاعی کرده است.
به نظر میرسد ماموران امنیتی تا این لحظه (دو صبح به وقت تهران) از منزل این کارگردان خارج نشدهاند و تماس همسایهها با پلیس 110 هم بینتیجه بوده است.
عکس دستهجمعی اعضای روزنامه اعتماد که تنها چند ساعت پس از توقیف این روزنامه در وبسایت «تحول سبز» منتشر شد:

«تحول سبز» از امیرحسین حاجیان به عنوان منبع این عکس نام برده و در تیتر مربوط به این عکس نوشته است: عکس دستهجمعی اعضای روزنامه اعتماد پس از توقیف با نشانه V
سی سال پیش پنجم اسفند ماه سال 58 روزنامه کیهان از خاکسپاری بازیگر محبوب تئاتر و سینمای ایران، پرویز فنیزاده خبر داد و نوشت:
مراسم خاکسپاری پرویز فنیزاده، هنرمند تئاتر و سینما، دیروز در بهشت زهرا برگزار شد. در این مراسم گروه کثیری از هنرمندان تئاتر و سینما و چهرههای سرشناس ادب ایران شرکت داشتند و به هنگام خاکسپاری، محمود دولتآبادی سخنرانی کوتاهی ایراد کرد. فنیزاده دو روز قبل بر اثر بیماری کزاز در 42 سالگی در بیمارستان ایرانمهر درگذشت. او یکی از بهترین بازیگران تئاتر و سینما بود که در بیش از 19 فیلم شرکت کرده بود و در مدت 20 سال فعالیتهای تئاتری خود در 70 نمایشنامه بازی کرد. او پس از شرکت در دو سریال تلویزیونی «سلطان صاحبقران» و «دایی جان ناپلئون»، به محبوبیت زیادی بین مردم دست یافت. این اواخر، فنیزاده در یک فیلم سینمایی به نام «اعدامی» مشغول بازی بود که با مرگش ناتمام ماند. فنیزاده فارغالتحصیل دانشگاه هنرهای دراماتیک بود و از او دو دختر به نامهای هستی و دنیا به جای مانده است.
پرویز فنیزاده در بسیاری از فیلمهای متفاوت دهه 40 و 50 سینمای ایران حضور درخشانی داشت. در فیلم «خشت و آینه» ابراهیم گلستان نقش یک روشنفکر مخالف را بازی کرد و پس از اینکه نقش کوچکی در «گاو» داریوش مهرجویی به او سپرده شد تواناییهایی خود را با بازی در نقشهای آقای حکمتی در فیلم «رگبار» بهرام بیضایی و اسماعیل فیلم «تنگسیر» امیر نادری نشان داد.
«گوزنها» اثر ماندگار مسعود کیمیایی و «بوف کور» کیومرث درمبخش دو فیلم دیگر این بازیگر در سالهای دهه 50 سینمای ایران بودند، فیلمهایی که به تاریخ سینمای ایران پیوستند و خیلیها بخشی از ماندگاری آنها را حضور درخشان فنیزاده در این آثار میدانند.
در جایی خواندم که از قول عزتالله انتظامی درباره پرویز فنیزاده نوشته بود: حیف شد، او استثنا بود، جرقهای بود برای تمامی ادوار هنری ما که خیلی زود خاکستر فرهنگی، غلط خاموشش کرد. باور من این است که پرویز قربانی سیستم غلط فرهنگی شد... کزاز نبود که او را از ما گرفت. این سیستمهای کثیف هستند که مایه مرگ چون اویی میشوند... پرویز نیازی به تعریف ندارد. احتیاجی ندارد که بگوییم چنین و چنان بود او فقط انسان بود... و هنرمند انسان. حیف که به بیراهه کشاندنش و او فقط به خاطر صداقتی که داشت، صداقت در کار و صادق بودن در دوستی، فریب هر کس و ناکسی را میخورد...







وبسایت «خانه فیلم مخملباف» با قرار دادن دو تصویر از مراسم اختتامیه بخش «جنریشن» شصتمین دوره جشنواره فیلم برلین که حنا مخملباف یکی از داوران آن بود از بردن رنگ سبز جنبش سبز مردم ایران به این فستیوال خبر داده است.


• زهرا امیرابراهیمی
• نیما امینی
آر.اس.اس (rss) - نیما امینی
آر.اس.اس (rss) - زهرا امیرابراهیمی
• «رادیو تهران» یک بند ایندی راک ایرانی
• «شب خوش خانم کلینتون!»
• «نباید گرد میایستادیم»
• عکسی از نوید خانجانی پس از بازداشت
• شعری از فاطمه شمس برای خواهران در بند
• دلتنگیهای فائزه نوریزاد برای پدرش
• هجوم ماموران امنیتی به خانه جعفر پناهی در تهران
• عکس دسته جمعی اعضای روزنامه اعتماد
• «فنیزاده» به خاک سپرده شد
• جشنواره فیلم برلین هم سبز شد
• مراسم فرش قرمز «شکارچی» رفیع پیتز در برلیناله 2010
• نقاشیهای صادق هدایت به بهانه سالروز تولدش
• «اللهاکبر» بر پشتبام تهران، بهترین عکس خبری جهان
• 22 بهمن و موقعیت جنبش سبز در وبلاگها
• گزارش لحظه به لحظه از 22 بهمن
• ایران؛ زندان بزرگ کاربران اینترنتی
• جایزه گوگل به زنان وبلاگنویس ایرانی رسید
• فایننشالتایمز: داغشدن تحریم ایران با قطع فروش سوخت
• ایران و آمریکا یکدیگر را متهم به «بازی دوجانبه» کردند
• بلاتکلیفی سازمان مدیریت و برنامه ریزی ادامه دارد
• «اوباما میان چین و کنگره گیر افتاده است»
• تحریم یا جنگ؟
• حمله به سروش و گنجی در بخشهای خبری
• سخنرانی احمدینژاد در بندر عباس
• «چهارشنبهسوری «سند حماقت» است»
• اختلاف قیمت بلیت پروازها در آستانه نوروز
• اختلاف قیمت کالاها در بازار شب عید
• مراسم بازگشایی مجلس خبرگان سال ۵۸
• پیام شادی صدر برای تقدیم جایزهاش به شیوا نظرآهاری
نظرات بیان شده در این وبلاگ منعکس کننده نظرات «مردمک» نیست.
هدف از این وبلاگ جمعآوری اطلاعات و اخبار و نظرهای مرتبط با اتفاقات مهم روز در یکجا جهت سهولت امر خبررسانی است.
شما میتوانید در صورت مشاهده هرگونه اشتباه در متن این گزارشها و یا برای دادن اخبار و اطلاعات از طریق این آدرس editorial@mardomak.net ما را یاری کنید.